آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

86.بالاخره بابا!

1392/1/24 16:28
نویسنده : مامان آرام
176 بازدید
اشتراک گذاری

امروز بالاخره گفتی بابا! بعد بابات از در اومد من خواستم ذوقمرگش کنم ... گفتم آمیتیس بگو بابا! شما برای اینکه حال منو بگیری فوری گفتی : عمه! عمه! دوبار هم گفتی که حالمو بیشتر گرفته باشی:*

میخواستم بخوابونمت خیلی با التماس بابات رو نگاه میکردی میگفتی بابا! بابا! بعد هیچی دیگه رفتی بغل بابات و نخوابیدی:) اینم از دلبری دخترک:*

از صبح که پامیشی یه کله حرف میزنی تا زمان خواب:* قربونت برم من:* ادد دودو اگهههههه خلاصه که به حرف بیفتی احتمالا باید برم چوب پنبه بخرم بکنم تو گوشم از دست تو:*

الانم بهت میگم بگو بابا! پستونکت رو انداختی از دهنت بیرون و میگی عمه! خوب بچه چرا با احساسات ما انقدر بازی میکنی؟؟؟

آهان از پستونکت گفتم یا نه؟ یادم نیست! در هر حال هرجا پستونک ببینی میچپونی تو دهنت:دی بیچاره بابات که دوست نداشت تو پستونک بخوری:))

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

فرناز مامی علی
25 فروردین 92 1:58
عزیییییییزم آمیتیس عین علی می مونه کاراش .....اونم پستونکو میچپ.نه دهنش نمیدونم از کجاها پیداش میکنه :دی
زهرا
25 فروردین 92 13:38
همه شون همینن ... انگاری پستونک ناموسشونه !
مامان ایسا
26 فروردین 92 0:02
(ainaz(amitis
29 فروردین 92 2:24
الهی ی ی ی من انقد دوست دارم نی نی با پستونک بااااااااااااااااااااشه


منم دوست دارم باباش دوست نداره:دی